عظمت یک ملت وابسته به اجرای این برنامه است :
جمع کردن مغز های متفکر و با استعداد برای فعالیت های انسانی و آن ها را در خدمت اجتماع قرار دادن وظیفه اصلی و مهم کارکنان دولت است.
در این وبلاگ از هر موردی که در ذهنی آزاداندیش موردپرسش قرار می گیرد مطلب نوشته می شود...
۱۳۹۲/۱/۱۸
۱۳۹۲/۱/۱۷
یادی از سلطــــان قلبهــــــــــا _ محمد علی فردین
زنده یاد محمد علی فـــــــــــــردین (سلطان قلبهـــا )
در ۱۶ فروردین سال ۱۳۰۹ درحوالی خیابان شهباز تهران به دنیا آمد .
او در رشته کشتی آزاد در سال ۱۳۳۶ همه مدعیانش از جمله محمد بهادری (کشتیگیر مطرح مشهدی) را شکست داد و عنوان قهرمانی کشور را به دست آورد.
فردین برای اینکه ثابت کند در رشته فرنگی نیز تبحر دارد در مسابقات قهرمانی کشور در سال ۱۳۳۷ در تهران در وزن ششم بعد از اینکه همه حریفان خود را تا فینال شکست داد در مبارزه نهایی نیز در فینالی تکراری از سد محمد بهادری گذشت و موفق به کسب عنوان قهرمانی کشور شد.
فردین برای رسیدن به دوبنده تیمملی تلاش کرد و در دومین دوره مسابقات جهانی در سال ۱۹۵۴ میلادی در توکیو به همراه محمود ملاقاسمی، محمدمهدی یعقوبی، ناصر گیوهچی، توفیق جهانبخت، عباس زندی، غلامرضا تختی و احمد وفادار اعضای تیمملی را تشکیل دادن و در نهایت در این مسابقات تیم ایران ۲ مدال طلا در اوزان ۶۷ و ۷۹ کیلوگرم توسط مرحوم توفیق جهانبخت و عباس زندی به دست آمد اما در وزن ۷۳ کیلوگرم محمدعلی فردین با شکست حریفانی از فیلیپین، سوئد، آرژانتین و ژاپن فینالیست شد ولی در مبارزه پایانی مغلوب حریف گرجی از شوروی سابق شد و با مدال نقره به عنوان نایب قهرمانی جهان رسید .
از آنجا که محمد علی فردین علاقه فراوانی به هنر و سینما داشت ، از دنیای کشتی فاصله گرفت و در عرصه بازیگری در هنر سینما به ایفای نقشهای متعددی پرداخت و از محبوبیت بسیار زیادی در بین مردم برخوردار شد و نامش را در سینمای ایران جاودانی کرد .
بازيگر مورد علاقه والگوي هنري او ناصر ملک مطيعي بود و توسط ناصر ملک مطیعی نیز وارد سینمای ایران شد .
فردين با بازي درفيلم هاي چون : فردا روشن است ، فرياد نيمه شب ، ساحل ، آقاي قرن بيستم ،گنج قارون ، انسان ها و مسير رودخانه درسال 1343 لقب مرد اول سينماي ايران را بدست آورد. او در فيلم چرخ وفلک که بازسازي شدۀ يک فيلم هندي بود نیز بازي کرد.
در سال 1347فردين با استفاده از يک داستان هندي فيلم معروف و مشهور سلطان قلبها را کارگرداني وبازي کرد و از آن زمان به بعد فردين با لقب سلطان قلبها در قلب مردم ایران جاودانه شد ، در همان سال فردين براي بازي در يک فيلم وسترن به نام وحالا روحت را به خدا بسپار که در ايران با نام مردانه بکش به نمايش درآمد به ايتاليا رفت.
زنده یاد محمد علی فردين در اين فيلم در کنار ستارگاني مشهوري چون: فابيو تستي و اتوره ماني بازي کرد .
آخرین فیلمی که فردین آنرا بازی کرد مربوط می شود به سال اول انقلاب به نام (برزخی ها ) ساخته زنده یاد ايرج قادري ، که در همان فيلم وداع تلخ فردين از سينما ايران به چشم مي خورد.
پس از ان قلاب ننگین جمهوری اسلامی ، او همچون سایر هنرمندان از همه فعالیتهای هنری محروم شد و هرگز فرصت زندگی به او در دنیایی هنری در هیچ رده ایی داده نشد و او تا آخر عمر از این درد همراه ، غصه خورد و عذاب کشید و حاضر به ترک وطن هم نشد .
فردين بعداز انقلاب به کار فرش فروشي وسپس به کار قنادي روي آورد. !!!
او سرانجام در شب ۱۸ فروردین ۱۳۷۹ پس از هفتاد سال زندگی از این دنیا برای همیشه رفت و خاطره او همیشه زنده ماند.
محمدعلی فردین دارای ۲ برادر به نامهای عباس فردین و ایرج فردین و یک خواهر است، ۴ فرزند (۲ پسر و ۲ دختر ) به نامهای سعید ، سیاوش ، عاطفه و آمنه از وی بجای ماند که از آنها ۴ نوه دختری و ۲ نوه پسری دارد.
نام و یادش همواره مانا باد .
نام و یادش همواره مانا باد .
۱۳۹۲/۱/۱۴
نظام جمهوری اسلامی ، نظام ضد مستضعفین مسلح به قانون مغولی
نظام جمهوری اسلامی و اشغالگر ایران ، نظام مستضعفین نیست بلکه نظام ضد مستضعفین است ، تمام تلاشش برای ضعیف نگهداشتن مردم جامعه است تا مردم نتوانند بخاطر ضعف و ناتوانی مالی که دارند صدایشان در آید ، جرات نکنند بخاطر اینکه بدبختیشان بیشتر نشود ساز مخالفت و شکایت بزنند .... این در حالی است که اگر جامعه گرسنه نباشد در برابر ظلم و جنایت یک حکومت فاسد می ایستد ، مخالفت می کند ، مبارزه می کند ، اعتصاب می کند و در کل از همه توان و امکاناتش برای گرفتن حق خودش ، خانواده اش ، هموطنش و کشورش استفاده می کند ....
و این کاملا اشتباه است که گفته می شود تا مردم ایران گرسنه نشوند به خیابانها نخواهند آمد و اعتراض نخواهند کرد ....
قانون مغولی در ایران اجرا می شود که گفته : ایرانی را گرسنه و خوار و توسری خور نگهدار و بر آنها سوار شو و حکومت کن.!!!
در زمان قاجارها مردم ایران گرسنه ، بدبخت ، تو سری خور بودند و جرات نداشتند که نفس بکشند ، حتی به قحطی بزرگی مبتلا شدند(دوران احمد شاه قاجار) ، به مردار خواری هم روی آوردند و حتی جمعیتی هفت تا ده میلیون از جامعه ایرانی از گرسنگی مردند(توجه داشته باشید که جمعیت آن زمان ایران شاید درحدود بیست ویک میلیون نفر بود ) آنهم طی سه ، چهار سال ، اما نه تنها توان این را نداشتند که جلوی سیستم فاسد قاجار و استعمار انگلیس بایستند بلکه جرات هم نمی کردند برای تامین اولیه ترین مایحتاج زندگی ، آن هم برای سیر کردن شکم خود و فرزندان و خانواده شان اعتراضی بکنند ...
تا اینکه پس از سالها شخصی به نام رضا شاه بزرگ از دل این ملت بخت برگشته یک تنه به نبرد همه این کاستی ها و بی غیرتی ها و عقب افتادگی ها و بی تفاوتی های جامعه خود بلند می شود و طی شانزده سال ایران و ایرانی را از منجلاب فقر و بدبختی و بی تفاوتی ها و خرابی ها بیرون می کشد ، شروع به سازندگی خرابه ایی به نام ایران می کند ، راه می سازد ، امنیت را حتی در کوچه پس کوچه های ایران ایجاد میکند ، درس خواندن را برای همه رایگان و اجباری می کند ، قرارداد ننگین دارسی را لغو می کند ، جلوی انگلیس و خودکامی های آنها می ایستد ، ایرانی را شناسنامه دار و صاحب هویت ملی می کند ، دادگستری را راه می اندازد ، آرامگاه فردوسی را می سازد ، آرامگاه کوروش و تخت جمشید را احیا می کند ، با خرافات و مزخرفات احمقانه ملاها مبارزه می کند ، ملاهای پی زوری و بی خاصیت را بر سر جای خود نشاند و اون لباس مزخرفشان را از تنشان در آورد تا تفاوتی بین این ها با مردم عادی نباشد و لباسشان تبعیضی دال بر برتری این مفت خورها بر سایرین نباشد ...
(در دوره رضا شاه بزرگ خدمات بسیار ارزشمندی برای ایران و ایرانی به یادگار ماند که مجال گفتن یک به یک آنها در این جا نمی باشد ) در این دوران مردم از منجلاب بدبختی و تو سر خوری و خفت وخواری بیرون آمدند و فرصت یک زندگی تازه را پیدا کردند قبل از اینکه در آن منجلاب عقب ماندگی قاجارها برای همیشه نابود شوند .
سپس پسر تحصیلکرده رضا شاه بزرگ ، شاهنشاه مخمد رضا شاه پهلوی بر سر کار آمد و چهره منجلابی آن مردم را شستشو کرد و آنها را از آن گندزدگی قاجار به اندازه صد سال به جلوی تاریخ کشاند ، شکم ایرانی را سیر کرد ، تحصیل رایگان را برای همه مردم در همه سطوح تحصیلی گسترش داد ، خوراک رایگان به تمامی محصلین داد ، بورسیه برای دانشجویان در خارج کشور گذاشت آنهم با هزینه دولت ، کشور را به چرخه تمدن و پیشرفت و مدرن سازی رساند طوری که امکانات و زندگی و رفاه آن زمان را حتی مردم امروز اروپا هم ندارند . به مذهب و دین مردم کشورش احترام گذاشت ، تبعیض دینی و مذهبی در ایران نبود
تا اینکه این پیشرفت روز به روز مردم ایران و رسیدن به دروازه های تمدن جهانی برای خیلی ها گران تمام شد ، از جمله توده ایی ها ، کمونیستهای خلق ، ملی مذهبیان ، آخوندهای پی زوری و نیز قدرتهای بزرگی همچون انگلیس جنایتکار و آمریکای جهان خوار که ایران را خطری جدی در راه رسیدن به یکی ابر قدرت بزرگ می دیدند . همه اینها دست در دست یکدیگر دادند و ذهن مردم شکم سیر شده ایران را بازیچه فریبها و توطئه های خود قرار دادند و با سر دادن شعارهای عوام پسندانه و مردم فریب و گذاشتن میتینگ ها و پخش اعلامیه ها بر ضد حکومت وقت و ایجاد شایعه و تخریب ، ذهن مردم ایران را شستشو دادند و شوربختا که مردم ایران که زیر سلطه قوانین و باورهای متحجرانۀ 1400 سالۀ انیرانی و نفوذ اسلام و قوانین عصر حجری آن بود باز هم گذشته خود و زندگی خفت بارشان در دوران قاجار را فراموش کردند و عنان زندگی و آینده خود را به دست یه مشت آخوند پفیوز سپردند و گوسفند وار به دنبال آرمانهای پوشالی آنها مرگ بر کسی سر دادند که آنها را به سمت آقایی و خانمی و انسانیت و زندگی درست بشری همراه با هویت و اصالت ایرانی سوق داده بود ...
گذشت و گذشت و گذشت و امروز چقدر احساس می کنم شرایط ما به دوران قحطی در زمان قاجارها نزدیک شده ...
شاید خنده دار باشه اما وضعیت ما مانند تخم مرغ تو خالی است که با آبرنگ ، زیبا نقاشی شده اما به واقع اوضاع درونی ما بسیار بغرنج است . آیا باز مردم ایران سگ و گربه و مرده خواری را تجربه خواهند کرد !!! همه چیز تا زمان انتخابات و نوع نگرش و حضور یا عدم حضور ملت همیشه در صحنه باز می گرده . یا راه را پیدا کرده و خلاص می شویم یا اینکه با خوش بینی چهل سال دیگر این آخوند جماعت را بر پشت خود همچنان سواره نگه می داریم با این تفاوت که امروز ما قطعا بهترین روزهایمان در طی چهل سال آینده خواهد بود .
۱۳۹۲/۱/۱۰
بیشعوری و قوانین نا نوشتۀ بیشعورها
* تمام مشکلات را دیگران به وجود آورده اند .
* اصلا نیازی به ریشه یابی و حل مشکلات نیست ، فقط یکی را پیدا کن که تقصیرها را گردنش بیاندازی .
*کم نیار ، تمام کاستی ها و خطاها را میتوان در پشت نقابی از وقاحت و پررویی و گستاخی پنهان کرد .هرچقدر جرمت بزرگتر است باید پررویی ات هم بیشتر باشد .
*تمام قوانین برای این به وجود آمده اند که نقض شوند ، اما فقط توسط تو نه کس دیگری ، اگر هم کسی دیگر این کار را انجام داد دودمانش را به باد بده .
*اگه قانونی دست و پایت را بست و از آن خسته شدی ، مطابق نیازت یکی دیگه بساز اما یادت باشه به محض اینکه به خواسته خودت رسیدی آن را هم نقض و یاطل کن .
*هرگز در توانایی خود در بدست آوردن هر چیز کثیفی که اراده کردی شک نکن .
.
.
.
همه این ها قواعد و قوانین نا نوشته ای است برای بیشعورها که طبق آن رفتار می کنند .
به یاد داشته باشیم که بی شعوری نوعی بیماری است که قوه تشخیص و نظام ارزشگذاری مبتلایان را آلوده می کند و باعث می شود تا این افراد هر کاری را بدون داشتن شایستگی آن ، بدونی ذره ایی احساس گناه و شرم و پشیمانی ، انجام دهند .!!!
بیشعوری مرضِ وقاحت و سوء استفاده از دیگران است ، یک بی شعور نمی تواند دیگران را تنها و آزاد بگذارد . این بیماری اگه بدون درمان رها شود حادتر می شود اما مشکل درمان بیشعورها اینه که آنها خودشان قبول ندارند که بیشعور هستند و اگر هم روزی قبول کند که بیشعور بوده و هست سعی می کند آنرا به گردن دیگران بیاندازد .
از این رو فقط درمان رفتارهای آشکار و زشت و تهدیدآمیز بیشعورها کافی نیست جرا که باعث می شود آنها آب زیرِکاه تر و حرفه ایی تر از بیشعورهای دیگر شوند که در مقابل هر نهی و اعتراضی مصونیت خواهند داشت .
بجای این باید قوه تشخیص و نظام ارزشگذاری آنها درمان شود و کاری کرد که باوجدانشان ، وجدانی که سالها با آن سرو کاری نداشته اند ، ارتباط برقرار کنند . باید خصایل انسانی بیشعورها را زنده کرد و حتما چنین کاری سخت و طولانی و طاقت فرسا خواهد بود.
از سوی دیگر این بیماری شدیدا مسری (واگیردار) است تا آنجا که حتی ممکنه یک درمانگر قوی و با ارداه نیز به راحتی تحت تاثیر استدلالها و دفاعیات یک بیشعور قرار بگیره و تا جایی پیش بره که بعد از مدتی خود او هم مثل یک بیشعور رفتار کنه .!!!
به این دلایل هست که باید بیشعوری را از درون تابلو خارج کرد و آنرا با شفافیت نمایش دهیم ، نباید از نامیدن بیشعورها به نام بیشعور شانه خالی کنیم ، چرا که همین ملاحظات و تعارف هاست که باعث می شود بیشعورها بیشتر و بیشتر در بیشعوری خود غرق شوند . اگر دلمان برای خودمان نمی سوزد ، باید برای آیندگان هم که شده این کار را بکنیم .
دنــــــیــــا در خطر است ....
کتاب بیشعوری ، نوشته خاویر کرمنت
۱۳۹۲/۱/۸
شبح های آمریکا بر فراز اسمان کره جنوبی بلوف یا عمل !!!
تهدید و بلوف جنگ اتمی تو خالی کره شمالی در قبال مواضع کره جنوبی و آمریکا
و در مقابل واکنش جدی و عملی ارتش هوایی آمریکا !!! :)
برخواستن و پرواز شبح های نیروی هوایی آمریکا بر فراز آسمان کره جنوبی
هواپیمای B2 ملقب به روح یا شبح ، بمب افکنی چند ماموریته است که قادر به حمل بمب های معمولی و اتمی نیز می باشد. این بمب افکن به عنوان گاردی پنهان در نیروی هوایی آمریکا عمل می کند. و هرگز برای آزمایش و مانور نظامی به دلیل مسائل حفاظتی و امنیتی این بمب افکن پرواز نمی کند مگر اینکه ارتش امریکا قصد انهدام اهدافی از پیش تعیین شده را داشته باشد و یا بخواهد پیام روشنی را بدون بلوف های نظامی و سیاسی به کشوری خاص اعلام بکند که نشان دهد در مقابل بلوفهای حرفی آنها که جو امنیتی و روانی شهروندان آمریکایی را بهم می ریزد هیچ شوخی ایی ندارد و اگر دست از پا خطا کنند به راحتی تمام مواضع آنها را بدون آنکه خودشان هم متوجه شوند با خاک یکسان می کند ...
این هواپیما، دارای قدرت آتش یا رهاسازی بمب به میزان بسیار زیاد و در هر مکانی از جهان است که حتی دفاع های زمینی بسیار نیرومند نیز حریف این بمب افکن نمی شوند.
مهمترین ویژگی این بمب افکن، پنهان کاری و مخفی بودن آن از دید رادارهای قوی است که توانایی بی نظیری در انهدام ارزشمند ترین پایگاه های دشمن حتی در قلب پدافند های هوایی بسیار سنگین به این هواپیمای بمب افکن می دهد.
به دلیل شکل طراحی منحصر به فرد این بمب افکن دارای یک بال است که به آن بال پرنده هم می گویند و همچنین این بال پرنده در قسمت انتهایی به شکل دندان اره ای طراحی شده که این نیز خود نوعی کمک به ویژگی پنهان کاری این بمب افکن است.
این بمب افکن نا مرئی قادر به حمل گسترده ای از انواع بمب های معمولی و هدایت لیزری و بمب های هسته ای است که توانایی فوق العاده آن را به طور قابل توجهی مشهود می سازد، چرا که تمام این تسلیحات در محفظه های داخلی این بمب افکن حمل می شوند.
طول این بمب افکن حدود 20 متر و طول دو سر بال آن 52.12 متر است.
مهم ترین عملیات این هواپیما به زمانی باز می گردد که در عملیات آمریکا بر ضد صربها، این هواپیما از ایالت میسوری آمریکا برخاسته و پس از بمباران کوزوو در شرق اروپا، با موفقیت به همان نقطه مراجعت نمود.
در دیگر ماموریتی كه این هواپیما انجام داده است مربوط به 3 روز اول جنگ با طالبان در افغانستان می شود در این سه روز سه فروند از این بمب افكن از پایگاه هوایی در غرب امریكا بلند شده و طی چند سوخت گیری به افغانستان رسیده و انجا را بمباران كرده و پس از ان به جزیره ای در اقیانوس هند رفته و در انجا مجددا سوخت گیری كرده(بدون خاموش كردن موتورها) و به پایگاه اولیه خود بازگشت.
لازم به ذكر است كه دو تا از این پروازها به مدت 40 ساعت بوده و پرواز سوم 44 ساعت به طول انجامید.
حالا ببینیم رهبر کره شمالی جرات عمل کردن به بلوفهای خودرا دارد یا رهبر نظام جمهوری اسلامی !!! :)
اشتراک در:
پستها (Atom)















