۱۳۹۲/۲/۹

طنز تلخ _ توافق دوجانبه بین کاترین اشتون و سعید جلیلی

پس از سالیان دراز مذاکره بین خانم کاترین اشتون و سعید جلیلی بر سر موضع هسته ایی ایران که هرگز منجر به کسب نتیجه ایی دلخواه در بین دو طرف نشد ، آنها بر سر یک موضع هسته ایی دیگر به توافق نظر دوجانبه رسیدند ، آن هم به سهم کاملا عادلانه و مشترک بصورت فیفتین ، فیفتین درصد :)
خانم اشتون و جناب جلیلی هرچند با اکراه و بی میلی به این توافق دست یافتند اما امیدوارند با این حرکت انقلابی از سوی دو طرف منافع ملی هر کدام از طرفین که قطعا بر منافع شخصی آنها ارجح تر است دست یابند .




رابطه نامشروع یک مداح اهل بیت عصمت و طهارت با زنی شوهر دار !

این مداح که اقدام به برقراری رابطه نامشروع با زنی شوهردار کرده بود، اواخر هفته گذشته با شکایت شوهر این خانم دستگیر شده و هم اکنون بازداشت است.
همسر این زن، مدارک رابطه نامشروع را ضمیمه پرونده کرده است.
سایت بازتاب،گفته : تعدادی از مشهورترین مداحان کشور در حال رایزنی و اعمال نفوذ برای آزاد کردن این مداح هستند.

واعظان کین جلوه بر محراب و منبر می کنند 
چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند !

حالا من به این مداح که کار عجیب غریبی در حرفه خودش انجام نداده کاری ندارم ....
ولی اون خانمی که شوهر داره چرا راه به این یابو داده ؟!!
درد که یکی دو تا نیست ...


۱۳۹۲/۲/۸

زندانی شدن یک زن با فرزند شیرخوارش به اتهامات واهی چون بهایی بوده!


الهام روزبهی شهروند بهایی ساکن اصفهان که از سوی دادگاهی در سمنان به دو سال حبس محکوم شده بود به همراه کودک شیرخواره اش روانه زندان سمنان شد.

به گزارش فعالان حقوق بشری در ایران، "الهام روزبهی" شهروند بهایی ساکن اصفهان که پیش از این طبق رای دادگاه تجدید نظر سمنان به دو سال حبس تعزیری محکوم شده بود صبح روز شنبه ۷ اردیبهشت ماه ۱۳۹۲ همراه با کودک یک ساله اش جهت اجرای حکم ، خود را به دایره اجرای احکام سمنان معرفی و در همان محل بازداشت و به زندان سمنان منتقل شد.

با زندانی شدن الهام روزبهی و طفل یک ساله اش تعداد مادران بهایی زندانی در زندان سمنان که همراه با کودکان شیرخواره شان زندانی هستند به ۴ مادر و فرزند رسید.

یاداوری می شود الهام روزبهی در اسفند ماه ۱۳۸۹ که در سمنان ساکن بود بازداشت  شدکه پس از یک ماه به قید وثیقه ملکی آزاد شد ، سپس وی در ۵ بهمن ماه ۱۳۹۰ به اتهام : 
" تبلیغ علیه نظام و تشکیل گروه و برهم زدن امنیت " به سه سال حبس تعزیری محکوم شد که حکم مزبور در تابستان سال گذشته به ۲۴ ماه حبس تعزیری تغییر یافت.

نامبرده بیش از یک سال است که در اصفهان ساکن شده ولی جهت اجرای حکم به زندان سمنان احضار گردید.
گیریم که تمام این اتهاماتی که به این خانم زده شده درست باشد !!! پس :
یعنی خاک بر سر این نظام و  مسئولین بی لیافت و بی کفایت جمهوری اسلامی 
خاک بر سر اون نظامتان که با تبلیغ علیه آن توسط یک زن به خطر می افتد ، خاک بر سر اون دین ومذهبتان که انقدر بی محتوا و سست است که با تبلیغ یک مذهب و دین دیگری ایمان مذهبیون و دیندارانش به لغزش می انجامد ، خاک برسر قدرت و شوکت نظامیه مملکتی که امنیت آن را بخواهد یک زن که کودک شیرخواره هم دارد به هم بزند ... 
لعنت بر حکومتی که قاضی جنایتکار و کهریزکی و جنایت کار و قاتلش (مرتضوی ) باید رئیس سازمان تامین اجتماعی و مورد حمایت کامل رهبر و نظام و دولتش قرار بگیرد ولی یک زنی به همراه کودک شیرخوارش به زندان برود .




شاهزاده رضا پهلوی سخنگوی شورای ملی ایران شد.


شاهزاده رضا پهلوی با دعوتی که ازایشان از سوی شرکت کنندگان در جلسه شورای ملی در فرانسه برگزار می شود با افتخار پذیرفت سخنگوی شورای ملی ایران گردد. تا به عنوان نماینده مردم ایران در سازمانها و جوامع بین المللی بازتاب  دهنده خواسته ها  و اندیشه های مردم ایران  در راس رهبری اپوزیسیون مردم ایران باشد . او معرف یک فرایند دموکراتیک برای رسیدن به شرایط انتخابات آزاد برای همه ایرانیان در ایران است . این دعوت بصورت شفاهی و کاملا همه جانبه از سوی شرکت کنندگان در جلسه صورت گرفت و با تشویق همگان مواجه شد و شاهزاده نیز اعلام کردند که چون این فرایند یک فرایند دموکراتیک می باشد بهتر است رای گیری صورت بپذیرد و اگر انتخاب شدند و بصورت کتبی به ایشان ابلاغ گردید با کمال میل حاضر به انجام این وظیفه ملی می باشد .
به امید اتحاد همه مردم ایران و رسیدن به یک جامعه دمکراتیک و آزاد 
دورود بر شاهزاده گرامی
پاینده ایران و ایرانی اصیل




۱۳۹۲/۲/۴

از دموکراسی جفرسونی تا دموکراسی آخوندی

آزادي، دریایی متلاطم و طوفاني است، که مردان ترسو آرامش استبداد را بر اين طوفان ترجيح مي‌دهند. 


توماس جفرسون

او یکی از متفکرین و بنیانگذاران آمریکا بود که درجهت ترویج ایده های جمهوری خواهی تلاش می کرد، او نویسندهٔ اصلی اعلامیه استقلال ایالات متحده آمریکا و سومین رییس جمهور آمریکا بود. زمان ریاست جمهوری توماس جفرسون برابر با دوران فتحعلی شاه قاجار در ایران بود. که تقریبا می شود دویست سال پیش .

او یک سیاست مدار فیلسوف و حامی روشنگری بود و به آزادی اندیشه احترام قائل بود و حتی قسم یاد کرده بود که همواره دشمن استبداد فکری در بشر باشد .او معتقد به جدایی دین از سیاست و آزادی کامل همه ادیان و مذاهب بود ، او نویسنده قانون آزادی ادیان در ایالت ویرجینیا بود .او به شدت مدافع حقوق ملت بود طوری که دموکراسی جفرسونی از نام او ماندگار شد .


خوب که دقت کنیم می بینیم که دویست سال پیش هم ما صد سال از آن زمان آمریکایی ها عقب تر بودیم که تازه کشورشان را تاسیس کرده بودند . اونها با قانون اساسی خودشان تا به امروز رو به جلو و پیشرفت حرکت کردند تا اینکه از برده داری به جایی رسیدند که امروز کسی که در آمریکا دویست سال پیش برده محسوب می شد رئیس جمهور آمریکا شده است ، و اما ما هم با اون قانون اساسی دوران مشروطه که داشتیم امروز به اینجا رسیده ایم ...!!! که خودی خودی را منافق ، اجنوی ، مزدور ، خائن ، فتنه گر  ، اشوبگر ، خس و خاشاک ، بزغاله ، گوساله ، ضد انقلاب ، برانداز ، کافر ، ملحد ، بهایی ، نجس ، انحرافی و....می نامد و مستحق مجازات و ریختن خون همدیگر ...


۱۳۹۲/۲/۳

یادآوری برای مردمی فراموشکار 3

نه به انتصابات ، نه به انتخابات ِ فرمایشی ، نه به این نظام فاشیستی مذهبی است که همواره تلاش در سوء استفاده از حسن نیت مردم ایران داشته و دارد و تنها از سادگی مردم برای مشروعیت بخشیدن به بقای خودش استفاده می کند .

در این حکومت چیزی به نام انتخابات معنا و مفهوم حقیقی ندارد و تنها ابزاری است برای اینکه توده مردم را با این نمایشات خیمه شب بازی سیاهی لشکر برای رسیدن به اهداف خود قرار می دهند .

هرگز در این نظام و حکومتی که بر پایه ولایت فقیه است رای مردم کمترین ارزشی ندارد . 



۱۳۹۲/۲/۲

مکتب دیکتاتورها


La scuola dei dittatori_ Ignazio Silone


خواندن برخی کتاب‌ها، موضوعاتش عجیب به شرایط کنونی واوضاع نابسامان ما درارتباط هستند . "مکتب دیکتاتورها" یکی از این کتاب‌هاست. نویسنده این کتاب، که آنرا به شکل رمان نوشته ، شخصی است ایتالیایی به‌ نام  اینیاتزیو سیلونه  (۱۹۷۸-۱۹۰۰).  که نام اصلی او سکوندو ترنکوئیلی است .






محتوای این کتاب، درس دیکتاتوری است. در آستانه جنگ جهانی دوم، یک آمریکایی به نام مستعار دبلیو ... به همراه کارمندش که یک پروفسور است به اروپا می‌آید تا از تجارب طولانی اروپایی‌ها در زمینه دیکتاتوری درس بگیرد  و بعد به آمریکا برگرشته و در آن‌جا یک نظام استبدادی بر پا کند. او برای آموختن رموز دیکتاتوری به سراغ شخصی می‌رود که عمری را در راه مبارزه با استبداد گذرانده است و در مباحثی که با او در این کتاب انجام می شود ما از روند چگونگی به روی کار آمدن دیکتاتورها ، شخصیت این افراد و نقشی که توده مردم در به روی کار آمدن و دوام  آنها بازی می کنند آشنا می شویم.
نویسنده در بخشی از کتاب می گوید:

«دیکتاتوری رژیمی است که مردم در آن به جای فکر کردن فقط نقل قول می‌کنند؛ آن هم فقط از یک کتاب [یا از یک شخص]!» بدون آنکه خود آنرا خوانده باشند یا از آن شخص شناخت و آگاهی کامل و درستی داشته باشند...
چون نقل قول کردن ، مردم تحت حکومت را در کوته فکری، و بالاتر از آن در بی شخصیتی نگه می‌دارد و اجازه رشد را به آنان نمی‌دهد چرا که نقل قول، دشمن رشد یک جامعه است.

همچنین در بخشی دیگر از این کتاب به دیکتاتورها توصیه می‌شود که هر چقدر می‌توانند از واژه‌هایی همچون «ارزش» استفاده کنند. چون «هم طنین خوبی دارد [و توده را بهتر جذب می‌کند] و هم تعهد خاصی را برای گوینده ایجاد نمی‌کند!»

 نویسنده «مکتب دیکتاتورها» در فصل پایانی کتاب نکته‌های قابل توجهی در مورد مشروعیت بیان می‌کند. او فرق دیکتاتورهای قدیمی با امروزی را در نیاز به مشروعیت می‌داند.( دقیقا مشروعیتی که امروز نظامی همچون جمهوری اسلامی با شرکت مردم در انتخابات و حضورشان پای صندوقهای فرمایشی ِ  رای به آن شدیدا نیازمند است .)

 او می‌گوید: «یک دیکتاتور نوپا نباید از خودش [فقط] خیره‌سری نشان دهد. [امروزه] حتی برای رژیم‌های دیکتاتوری نیز مفید است که قانونیت و مشروعیت خود را به رخ بکشند. [برای ما معلوم است که نمایش چنین مشروعیتی] دروغ است. اما رژیم‌های دیکتاتوری به چنین دستاویزی نیاز دارند. این یکی از ویژگی‌های اساسی است که دیکتاتورهای امروزی را از دیکتاتورهای قدیم متمایز می‌کند». (دقیقا مانند نمایش سیاه بازی انتخابات در جمهوری اسلامی)
نویسنده در ادامه به یک نکته مهم دیگر اشاره می‌کند. از نظر او مشروعیت دیکتاتورهای امروزی متکی به «توده‌های مردم» است. توده های مردم غیر از روشنفکران و احزاب و سندیکاها هستند. «اکثریت عظیم مردمی که هرگز به فکر توطئه علیه نظم موجود نمی‌افتند، (البته من با این قسمت حرفش کاملا مخالفم چرا که بخش زیادی از قشر روشنفکران و احزاب و سندیکاها تحت عناوین مختلف  جزو همین توده هستند و به مانند آنها رفتار وعمل می کنند و نقش بزرگی در روی کار آمدن دیکتاتوری و ثبات آن دارند )...
مردمی که هرهفته به نماز جماعت می روند در مراسم های مذهبی مشتاقانه شرکت می کنند  مردمی که گروه گروه به تماشای مراسم اعدام و قطع عضو و راهپیمایی های دولتی می‌روند. مردمی که حتی پس از درگذشت رهبر دیکتاتورشان به تشیع جنازه او می روند.
آنان انسان‌هایی هستند شبیه به ریگ‌های بیابان، که به هر سمتی و به هر شکلی در می‌آیند. تعبیر نویسنده از توده این است که «توده جز اطاعت چیز دیگری نمی‌تواند بکند». 

رکن اصلی برای مردمی که شایسته حکومتی دیکتاتوری می شوند خرافه گرایی آنهاست و متاسفانه حتی آموزش های عالی هم این توده مردم را از خرافه پروری و خرافه اندیشی دور نمی سازد  و خطرناکترین خرافه آنهایی هستند که برای مردم ، عادی و به بسیار متداول شده است بطوری که دیگر حتی متوجه خرافه بودن آن موضوع هم نمی شوند .

در این‌جا لازم است یک نکته بر مطالب بالا  اضافه کنم و آن‌ این‌که در مشروعیت بخشی به دیکتاتوری‌های توده مدار، دیگر به عالمان دینی نیازی وجود ندارد . چون توده در مشروعیت بخشی حرف اول و آخر را می‌زند. هم مشروعیت بخش زمین می شود و هم مشروعیت بخش آسمان. 
از این‌رو در چنین جریاناتی آنانی که ردای دین بر دوش دارند اگر مورد رضایت توده باشند به مقام الوهیت می‌رسند؛ و الا زیر دست و پای توده له می‌شوند!
امروزه این توده بسیار گستره سازماندهی شده و در همه رده ها ازآنها استفاده می شود تا نسبت وفاداری آنها به دستگاه نظام دیکتاتوری تثبیت شود که اصطلاحا امروز در ایران به آنها ساندیس خور گفته می شود . حال می خواهد این ساندیس در غالب همان ساندیس هزار تومانی باشد یا فعالیت تخریبی در شبکه های مجازی با نرخ ساعتی هفت تا ده هزار تومانی یا عضویت در مافیای شستشوی مغزی و مذهبی بصورت مداح و نوحه خوان و بسیجی و سپاهی و لباس شخصی و مامورین گمنام امام زمانی و .... یا بصورت کارمند در ارگانها و سازمانهای فاشیستی نظام ، یا بصورت سهمیه دانشگاه ، یا بصورت وام های میلیاردی و رابطه ایی به اشخاصی ، یا بصورت مجوزهای مافیای اقتصادی به افرادی خاص برای پولشویی و تامین هزینه  فعالیتهای تروریستی در داخل و خارج از کشور . که هر کدام را به نوعی به این سیستم دیکتاتوری وابسته و شکرگذار نگاه می دارد هرچند که خود آنها هم ازنوع سیستم دیکتاتوری حاکم مطلع باشند،اما هرگز قدمی درجهت اصلاح آن بر نخواهند داشت .!!

امیدوارم که هریک از ما  جزو این توده نباشیم که ناخواسته یا خواسته  وضعیت امروزمان را از روز قبلمان بدتر نکنیم و اجازه زندگی از نسلهای آینده را نگیریم ، شرایط امروز ایران شرایط بسیار وحشتناکی است و هر روز به تجزیه ایران بصورت کامل نزدیک می شویم که آخرین وضعیت هشداری نیز فروش تجهیزات پیشرفته نظامیه ده میلیار دلاری آمریکا به اسرائیل و امارات و عربستان است . که قراردادش یکی دوروز پیش بسته شد و نشان از یک هشداری جدی به مقامات جمهوری اسلامی و نیز ما مردم به خواب رفته ایران است ..
باشد که از خواب غفلت و بی تفاوتی ها بیدارشویم و متوجه شویم که چه اوضاع وشرایط بغرنج و دهشتناکی را در داخل و خارج از ایران روبرو هستیم .